|
|
 |
جوک های اصفهانی جدید |
 |
 جوک های اصفهانی اردیبهشت ۹۰ با سلام خدمت همه بازدیدکنندگان عزیز ، هدف از گذاشتن جوک ها در سایت فقط دل شاد کردن مردم عزیز کشورمان هست و هیچ بی احترامی به هیچ قوم یا فردی نمیباشد همه ایرانی هستیم با تشکر از همه عزیزان اصفهانیه به باباش می گه : بابا چرا ما هم مثل بقیه مردم سوار کشتی نمی شیم ؟!! باباش می گه : خفه شو بچه شنا تو بکن . ۲ ساعت دیگه می رسیم به جزیره ——————————————————————— اصفهانیه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خیرات میکرده. خلاصه هرکی رد میشده، یک خرما برمیداشته و یک صلوات میفرستاده . بعد یک مدت، یک بابایی دست میکنه یک مشت خرما برمیداره، اصفهانیه دستشو میگیره، میگه: هوووی! چه خبرس؟! یک نفر آدم مردس، اتوبوس که چپ نکردس. ——————————————————————— بچه اصفهانیه توی امتحان بیست میگیره. باباش میزنه توی گوشش و میگه: خاک بر سرت کنن، با نمره ۱۰ هم میشه قبول بشی، حتما باید این همه خودکار حروم میکردی؟ ———————————————————————یکی روز یکی از یک محله تو اصفهان می گذشته،می بینه یه دختر بچه اصفهانی گوشواره های طلا داره،می خواسته گولش بزنه و به بچه می گه دختر جون این گوشواره ها رو به من می دی؟ دختره می گه اگه صدای خر در بیاری بهت می دم یارو شروع می کنه به عرعر کردن و بعد می گه گوشواره ها رو بده دختره بهش می گه تو که خری می دونی اینها طلاست و من که ادمم طلا بهت نمی دم———————————————————————یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه ۲۵تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این ۲۰ تومن – به اندازه ۵ تومن دنده عقب برید ———————————————————————اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند——————————————————————— دانشگاه صنعتی اصفهان که بودم میدیدم بچه های اصفهانی روزهایی که کلاس هم ندارند باز هم از ساعت ۷ صبح تو دانشگاه هستند تا ۷شب و با خودم میگفتم دانشجو یعنی اینها ولی بعد فهمیدم ژتون صبحانه و نهار و شام عامل این اعتکاف در دانشگاه بوده ——————————————————————— نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!! ——————————————————————— اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش ——————————————————————— یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده ——————————————————————— یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده ——————————————————————— اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده ——————————————————————— اصفهونیا رو از چهار تا چیز میشه شناخت: – همشون زیرشلواری آبی راه راه دارن – هر قلوپ نوشابه که میخورن به شیشه نگاه میکنن ببینن تا کجاش رفته – جلوی در وامیستن و به جای اینکه بگن بفرمایین تو، میگن حالا چرا نمیان تو؟ – بستنی لیوانی که میخورن حتما درش رو میلیسن——————————————————————— یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار——————————————————————— یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه: خانوم بچه رو آب برد دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!——————————————————————— ۱ارمنیه و ترکه و رشتیه و اصفهانیه یک عمر رفیق بودن. باری، از بخت بد، ارمنیه مرحوم میشه، باقی رفقا هم میرن تشییع جنازش. رسم این ملت هم گویا این بوده که هرکدوم از نزدیکان باید دم آخری یک پولی مینداختن تو قبر. خلاصه اول ترکه میره بالاسر قبر و کلی گریه زاری میکنه و آخر هم دست میکنه، ده تا هزاری میندازه تو قبر. بعد رشتی میاد باز کلی آه و ناله میکنه و بعد هم دست میکنه ده تا هزاری میندازه تو آخری نوبت اصفهانیه میشه، میاد جلوی قبر کلی گریه زاری میکنه، آخرش هم با بغض میگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانک پول بگیرم. بعد یک چک سیهزارتومنی مینویسه میندازه تو قبر، بیستهزارتومن بقیشو برمیداره!!!——————————————————————— اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟ ——————————————————————— یک اصفهانی گوشت خورد مرد——————————————————————— یه بابای اصفهانی می خواند بچشو نصیحت کنه می گه همیشه سر به زیر باش. پسر میگه : خوب چرا بابایی؟ پسر جان به سه دلیل: ۱-می گن پسر سر به زیریه ۲- اگه سکه ای رو زمین باشه بر می داری۳- پشت یقت چرک نمی کنه تا هی پیرهن یشوریم مصرف آبمون بره بالا!!——————————————————————— یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه ——————————————————————— یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه——————————————————————— اصفهانیه تو مسابقه رالی شرکت می کنه تو راه مسافر کشی می کنه !!——————————————————————— یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه<<آقا شوما را به خدا یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد>> ——————————————————————— به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس ——————————————————————— یه بچه اصفهانی به باباش میگه : بابا همه میگند اصفهانیا خسیسند، پس چرا مسافرهای نوروزی که از شهرهای دیگه می یاند اصفهان به جا اینکه برند هتل ، کنار زاینده رود چادر میزنند؟ باباش میگه: به خاطر آب و هواشه پسرم. بچه باز میپرسه : ولی بابا اینا که همه از سرما به هم چسبیدند! باباش میگه : نمیدونم بابا جون، شاید فامیلهای اصفهانیشون تو خونه راشون ندادند!!——————————————————————— یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته کنار خیابون گریه میکنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد میگه اینکه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!.. ——————————————————————— یه بار یه اصفهانیه داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد میشده بوی خوب غذا رو احساس می کنن. به بچه هاش میگه بچا اگه بچای خوبی باشین یه دفه دیگه هم از اینجا رددون می کونم.——————————————————————— اصفهانیه داشت تو رودخونه ی زاینده رود غرق می شد .هر چی بهش گفتند: دستت رو بده نجاتت بدیم این کارو نمی _ کرد.یکی از آشناهای اون فرد که میدونست اون مرد خسیسیه جلو رفت و گفت :دادا دست منو بگیر نمی خواد دستت رو به من بدی
نوشته شده توسط xenon |
لينک ثابت
|پنجشنبه 23 تیر 1390|
|
 |
|
 |
 |
آخرين مطالب |
 |
|
|