هفته ي بزرگداشت مقام معلم سپري شد ؛ درست مثل سالهاي قبل ! اكنون در كشور ما نه از توجه به جايگاه علم در دنيا خبري است و نه به معلم به عنوان يك عالم نگاه مي شود ! به زعم سياستمداران ، علما همان كساني هستند كه نه تنها به علم امروز ، بلكه به علم ديروز قانع بوده و وضعيت كنوني جامعه را بهترين وضع ممكن ميدانند و از كوچكترين تلاش و جنبشي براي رسيدن به جايگاهي بالاتر از اكنون و اينجا دريغ مي ورزند! گويي به نظر بعضي ها علم اين است كه بداني در تيمم چند مرتبه بايددست را بر خاك بزني و حكم حيض و نفاس و استحاضه چيست ؟! بگذار اين سطور خوشايند عده اي نباشد ؛ دل پردردم خونين است . ... علماي ما كجا هستند ؟در حالي كه علماي ساير جواحع ، هيچكدام به وضع موجود خود راضي نيستند و هر روز در آرزوي يافتن فردايي بهتر به دنبال علم و دانش و فن آوري جديد هستند!!! ما هم در كشور خود يك هفته شعار بزرگداشت مقام علم و معلمي داديم و سخنراني هاي پرطمطراق افرادي در خصوص جايگاه علم و علم اندوزي در اسلام را گوش داديم و ديگر هيچ ...!
با اين حال يقين دارم كه آحاد جامعه ي ما به علم و دانش اندوزي علاقه دارد. فقط همتي از طرف مسئولين لازم است كه اين پتانسيل عظيم علم دوستي را به حركت و تكاپو واداشته و در جهت رشد و بالندگي كشور به كار گيرد. باشد كه به ايراني بودنمان افتخار كنيم .
علاقه عمومی به دانش اندوزی در میان ملت ما هم پیشینه دیرینه و هم پایه های فكری و فرهنگی بسیار ممتاز در میان ملل دنیا دارد. اما این علاقه و اشتیاق مردم به همان اندازه كه باعث سوق جوانان و افراد به سوی دانش اندوزی می شود، می تواند خود بستر رشد امراض و آفاتی بشود كه دقیقاً برعلیه بسط علم و فرهیختگی عمل نماید. لذا ضروری است كه آداب دانش اندوزی و دانش دوستی و دانش محوری برای عموم و برای مجامع علمی و از همه مهم تر حكومت موردتوجه و رعایت قرار گیرد تا از گزند آفات در امان بمانیم.
1- در شرایط امروز كشور ما، دانش پروری در معرض چهار آفت مهم قرار دارد:
▪اول، كوتوله پروری در مؤسسات علمی؛
▪دوم، فریبكاری های عالمانه؛
▪سوم، سوءاستفاده از پایگاه قدرت در كسب نام و نشان علمی؛
▪چهارم، مدرك بازی.
2- در پیشرفت علمی، رقابت عالمانه- كه حقیقتاً مسابقه در فهم بهتر واقعیت عینی است- نقش مهمی ایفا می نماید. یكی از پدیده های ناهنجار كه در بسیاری از كشورها و تجمعات علمی دیده می شود، ایجاد یك «كلوپ بسته» است كه به جای رقابت عالمانه، با قلدر مآبی رقیب جدید را از گود مسابقه بیرون می اندازند!
مرض كوتوله پروری علائم متعددی دارد:
یكی از آنها بزرگ كردن اسطوره ای یك فرد و بستن دایره دور اوست، به نحوی كه هر سخن دیگر از همان ابتدا مرفوض به حساب می آید؛ علامت دیگر «رفض دیگران» است؛ یعنی یك دانشكده یا مجموعهبه ظاهر علمي مدعی می شود كه خود ملاك محك توان علمی خود است و لازم نیست علمیت حضرات در مجامع وسیع تر علمی مطرح گردد. گاه با پررویی گفته می شود: «این مقاله بازی، توهین به ملت است؛ چرا باید حتماً مقالات علمی ما در مجلات معتبر دنیا چاپ بشود تا به اعتبار آن ارزیابی مثبت محسوب گردد؛ ما خودمان باید ملاك باشیم!! البته هیچ فرد ایرانی از این كه مراكز و نشریات علمی ایرانی اعتبار جهانی پیدا كنند نه تنها ناراحت نمی شود، بلكه بسیار نیز بدان مباهات می كند. منتها كسب اعتبار در میان علمای جهان با اشتلم خواندن در خانه و یا ادعاهای پرطمطراق تفاوت دارد. وانگهی دانش كه امری سری نیست؛ اگر كسی به معرفتی دست بیابد، این معرفت در قالب رساله، كتاب، درس، سخنرانی و امثال آن ظاهر می شود؛ پس هرگاه دیدیم خشكسالی است باید بدانیم كه بازار دانش كساد است!
3- مرض مهلك دیگر، فریب كاری های عالمانه است! آنچه در علم شكوه و جلال می آورد، نزدیكی هرچه بیشتر به واقعیت است و لاغیر.
حال اگر ادعای كشفیات بزرگ بكنیم و رسانه های كشور هم از روی ذوق زدگی این ادعاها را منعكس نمایند و بزرگان سیاسی هم به شكرانه به حمایت برآیند. این یك فریبكاری عالمانه است! در علم هر ادعایی باید با برهان باشد و فقط تا جایی كه برهان علمی توجیه می كند، ادعا مورد قبول قرار می گیرد. تجلیل و تكریم های بی پایه، نمونه دیگری است. مثلاً در تجلیل از خدمات علمی فلان دانشمند ایرانی كه به رحمت خدا رفته است، هیچ فرد دانش دوستی تردید ندارد. اما وقتی نفس این تجلیل به یك دكان تبدیل می شود و برخی حرف های بی اساسی در نقش آن مرحوم در توسعه نظریه نسبیت یا سایر امور مطرح می نمایند و این سخنان توسط رسانه ها درج و پخش می شود، علامتی روشن از مرض فوق الذكر است. شاید یك راه ساده برای جلوگیری از اینگونه زیاده روی ها، استفاده از مشورت عالمان سختگیر در ارزیابی ادعاهای علمی باشد كه می تواند دولت، افكار عمومی و ثروت ملی را از هدررفتن باز دارد.
ما همه اینها را از مصادیق فریبكاری های عالمانه می دانم كه در بستر عدم اطلاع مسئولین و حسن نیت آنان و فرصت طلبی «اعتبارپرستان» رشد می یابد.
4- سوءاستفاده از «قدرت سیاسی» (حكومتی) برای كسب نام و نشان علمی، مرض دیگری است كه دانش پروری را در ایران امروز تهدید می نماید. نمونه جالب آن اجیر كردن دانشمندان برای تهیه مقاله و كتاب به نام حضرات است!! جناب وزیر یا مسئول چون فرصت ندارند خود نمی توانند كار علمی كنند، و از سوی دیگر سخت به نام و نشان علمی دلبسته اند؛ لذا از امكانات در اختیار خود استفاده نموده و دانشمندی را اجیر می كنند تا برای او تحقیق نماید و ایشان را به عنوان مؤلف معرفی كند!! از آن جالب تر سخنرانی علمی «سفارشی» است! البته در امور سیاسی مرسوم است كه سخنرانی سیاستمداران بزرگ را گروهی فرهیخته مطابق خطوطی كه مدنظر آن سیاستمدار است تهیه نمایند و آن را در اختیار سیاستمداران برای ارائه قرار دهند، اما اینها «امتیاز» محسوب نمی شوند. جالب و بدیع آن است كه جناب مسئول در یك سفر كاری و سیاسی هوس سخنرانی علمی می كند، نه وقت دارد كه تأملی كند و نه ذهن او مطلبی دارد: لذا به صاحب فضل نیازمندی می گوید: «مقاله علمی درجه یك برای من بنویس» مقاله را آقا می خواند و در ركورد دانشگاهی برای كسب مدارج، ثبت و ضبط می كند!!
نمونه دیگر، ظهور علامه های رسانه ای است!! یعنی برخی را با بوق و كرنا باد می كنند كه فلانی فیلسوف است، متفكر است، سقراط است و... تا بدین وسیله آنچه را كه می خواهند از دهان این «نوابغ بادی» در ذهن های ساده و مشتاق بكارند.
5 - پنجمين آفت دانش پروری، مرض و بلكه سرطان «مدرك بازی» است. نمی گویم «مدرك محوری» كه داشتن مدارك معتبر علمی برای تصدی امور مربوط حقیقتاً یك حداقل است و حتماً باید چنین باشد. با آن كه معتقدم مدرك تنها، حكایت از عمق فهم علمی نمی كند، چه بسا افراد با مدارك علمی هم شأن به لحاظ سطح دانش و عمق آن، با یكدیگر اختلافات فاحش دارند.
اما مسئله «مدرك بازی» داستان كاملاً جدایی است! مدرك بازی یعنی در یك سیستم حكومتی- مدنی بتوان مدارك علمی مورد علاقه را- بدون طی مراحل تعلیمی- تولید كرد و از عنوان آن استفاده های معادل مدارك تعلیمی نمود! علاوه بر ظهور دكه های چاپ مدرك، برخی روش های دیگر هم باید طرح گردد؛ مثلاً برخی از قدرتمندان سیاسی، استاد خود را به دفتر كار خود احضار می كنند تا از آنان امتحان به عمل آورند! و آن دیگری خود طراح سؤالات خود می باشد، یعنی «بالماسكه» به نحو جدید!
از جوانی كه «آقازاده» است پرسیدند: «كه چرا دنبال كسب علم نمی رود و به سوی «مدارك تولیدی» روی آورده است؟» گفت: «حقیقت امر این است كه در علم پول نیست و من مشغول «بیزینس»سنگین هستم، ولی برای حیثیت و ازدواج و حتی پیشبرد امور در داخل، به یك مدرك در سطح دكترا نیاز دارم! »
و بدین سان جمع دانش دوستان و كسانی كه با همه توان به آموختن علم همت می گمارند مورد اهانت قرار می گیرند و ارزش كار علمی پایین می آید و از اعتماد مردم كاسته می شود. این مهلك ترین مرض در راه بسط علم در كشور است.
مرض ديگر ، اسطوره سازي هاي علمي در جامعه است . دانشمندعزيزي كه نظريات او در صد سال يا پنجاه سال قبل مورد توجه جامعه و در جهت پيشرفت جامعه ي زمان خود بوده سالهاي سال مورد استدلال قدرتمنداني قرار مي گيرد كه مي خواهند با سوءاستفاده از محبوبيت او بر مسند قدرت تكيه زده و منافع مالي و سياسي خود را تامين كنند.
.........
رقيب سفله محرم در حريم يار و ما محروم
سپهرا تا به كي دون پروري ، زين وضع تغييري
به تنگ آمد دلم از نام و از ننگ اي جنون، شوري
نشد از عقل آسان مشكلم ، اي عشق ، تدبيري
به لب آمد ز درد بي دوا ، جان ، ساقيا جامي
بشد بنياد دل زير و زبر ، مطرب ، بم و زيري
....
------------------------------------------------------------------------------
عذر خواهی از دوستان عزیز و ارجمندم :
مدتی است که بدلیل مشکلاتی که در اینترنت وجود دارد( و البته شاید این مشکل فقط در شهر ما و یا خط اینترنتی که من از آن استفاده می کنم وجود داشته باشد)نمی توانم در وبلاگ دوستانم کامنت بنویسم . از این بابت از همه ی عزیزان عذرخواهی می کنم .مطالب خوب همه ی شما را می خوانم. موفق و سربلند باشید.
نوشته شده توسط xenon |
لينک ثابت
|پنجشنبه 23 تیر 1390|